هفت ماهگی الناز
دختر عزیزم امشب شب تولد هفت ماهگی تو است و یک ماه بزرگتر شدی و وارد هشت ماه میشی.نمیدونی چقدر خوشحالم و خدا را به خاطر وجود تو در زندگی مان شاکرم.ماهی که گذشت پر از خاطرات شیرین برای من و بابا بود .تازه وارد هفت ماه شده بودی که تونستی بشینی و بعد از چند روز که باهات تمرین کردیم یواش یواش بدون کمک ما هم میتونستی بشینی.البته همین الان هم برای احتیاط دور و برت بالشت میچینم تا خیالم راحت بشه اخه بعضی وقت ها خیلی شیرین کاری میکنی و انقدر خودت را برای گرفتن چیزی خم میکنی تا میافتی


.gif)
نیمه این ماه چند بار کلمه (مه مه ) را تکرار کردی .الان هم روزی دو سه بار میگی البته مواقعی که خودت میلت باشه بعضی وقت ها هم یادت میره.یه هفته پیش هم کلمه (به به) را گفتی و روزی چند بار تکرار میکنی.نمیدانی چقدر خوشحالیم که صدای نازنینت را میشنویم.بیستم این ماه هم من و بابا بردیمت اتلیه آنا ٢ ازت عکس گرفتیم .هنوز نگرفتیمشان ولی بعدا برات تو وبلاگت میزارمشان.امیدوارم روز به روز موفقیت هات را جشن بگیریم دخترم.
![]()


هفت ماهگی الناز
